نوبت منم شد
سلام قند نباتم
یلدا مبارک باشه
دیروز بردمت خانه ی کودکی کلی بازی کردی و خاله متین همونجا ازت عکس هندونه ای گرفت
امشب هم رفتیم خونه پدر جون . موقع برگشت دقیقا زمانی که رسیدیم جلو بیمارستان قایم تو ماشین ازم پرسیدی مامان پرستارها بچه ها رو چطور از شکم میارن بیرون ![]()
منم خونسرد گفتم شکم رو آروم باز میکنن بچه رو میارن بیرون
بعدشم گفتی اها فهمیدم عین سی دی![]()
گفتم بله
و داستان ختم به خیر شد


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




نوبت منم شد
