اولین حموم پسری
قند نبات
خاله جونی زحمت کشیدن و تشریف آوردن شما رو حموم کردن
اولاش ساکت بودی ولی نمیدونم چرا یهو بد قلق شدی و گریه کردی. مامانی هم کلی نگران شد.
وقتی از حموم در اومدی شدی یه دسته گل واقعی.
مامان بزرگ طبق رسوم قدیمی برات اسپند دود کردن و سیاهیش رو مالیدن به پیشانیت.
سرب هم برات داغ کردن و معتقدن محفوظ می مونی با این کار.
راستی امروز هوا سرده و برف زیبایی در حال باریدن... 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




اولین حموم پسری
